مجموعة مؤلفين
50
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
[ رسوم جشن دامادى در كنگاور ] شنبه 19 [ ذى الحجه ] : منزل سيزدهم ، كنگاور « 1 » بود . چهار فرسنگ است . و راه جزئى كوه و كمر است . و باز آقا سيد رضا سر ناهار حاضر نشد و اسب او لنگ بود ، آب سياه آورده بود . امروز ماديان ابراهيم را سوار شد . جو ، هفت من هزار دينار ، كاه ، هشت من هزار دينار ، هيزم ، منى صد دينار ، نان ، منى دويست دينار [ 6 ] ، گوشت ، چهاريكى « 2 » چهار صد دينار . آقا صادق و حاجى عابدين به ديدن ما آمدند . خان حاكم ، يك فرسنگى به ديدن رفته بود با وزيرش آقا محمود و در همسايگى كاروانسراى ما عروسى داشتند . پسرى را ديدم سوار اسب شده بود ، دعاهاى زياد آويخته بود و دو كفش در دست گرفته بود بالا وپائين مىآورد و سوار اسب بود و شيپورچى « 3 » جلوى آن مىزد . مىگفتند ، اسم اين پسره ، بالا بيانداز است ، تا خلعت ندهد داماد ، آن پياده نمىشود . ولى پسر پاشاخان را ديدم ، ابوالفتح نام ، با چند نفر خان زادههاى ديگر از دست آقا محمود خيلى شكايت داشتند از قرارمعلوم تعدى به آنان خيلى مىكنند از سارى اصلان « 4 » راضى بودند و مىگفتند او خير ندارد . [ تحفه صحنه دزد خوب ] يكشنبه 20 [ ذى الحجه ] : منزل چهاردهم ، صحنه « 5 » است . چهار فرسنگ است و گردنه بيد سرخ « 6 » ميان راه است ، در زمستان خيلى است ، عبور [ از ] آن گردنه و دزد صحنه مشهور است ، بايد خيلى توجه شود . آقا سيدرضا صلح كرد ولى اسبش شل شده بود هرچه توجه مىكرد مفيد نمىشد .
--> ( 1 ) . ازشهرهاى استان كرمانشاه كه در 87 كيلومترى شرقى آن واقع است . ، فرهنگ جغرافيائى ايران ج 46 ، ص 592 ( 2 ) . ربع چيزى ، يك قسمت از چهار قسمت چيزى . دهخدا ، ذيل واژه . ( 3 ) . اصل : شكارچى ( 4 ) . رحمتاللهخان افشار از خوانين افشار خمسه و حاكم كنگاوربود . در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه سمت ميرشكارى داشت . داراى لقب اميرتومان و در فرامين سلطنتى « عمدهالامراء عظام » خوانده مىشد و در ارتش قاجار از سركردگان جماعت زرينكمر بود . وى در سن هشتادسالگى در سال 1316 ق براثر پرت شدن از اسب جان سپرد . ويكىپديا ، دانشنامه آزاد ( 5 ) . در 50 كيلومترى شهر كرمانشاه قرار گرفته است . فزهنگ جغرافيا ، 47 ، ص 437 ( 6 ) . نام محلى كنار راه همدان و كرمانشاه ميان سنگ سفيدو درويشان . دهخدا ، ذيل واژه .